تمام نا تمام من
تمام ناتمام تو
به ناتمامیم قسم
که نا تمام مانده است
تمام اگر شویم ما
تمام نا تمام ها
به ماتم تمام ما
تمام روز گریه میکنند
تو ناتمام و من چینین
ز ناتمامیم دریغ
تمام شد تمام من
ببین چه گریه میکنم ...
که ناتمام مانده ام در این همه تمام ها
بیا ببین تمام من
زناتمامی من است
که زنده مانده است هنوز
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سروديم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطي، نه خالي! نه خواب و خيالي!
من اي حس مبهم تو را دوست دارم
سلامي صميمي تر از غم نديدم
به اندازه ي غم تو را دوست دارم
بيا تا صدا از دل سنگ خيزد
بگوييم با هم: تو را دوست دارم
جهان يك دهان شد هماواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
شعر از قیصر امین پور
سلام خدمت همه دوستان و عرض معذرت به خاطر تأخیر وغیبت طولانی. اما یه خبر خوب (حد اقل برای من):
من و صاحب دلم روز 6 فروردین امسال همزمان با سالروز تولد پیامبر عزیزمون بالاخره به هم رسیدیم.
این شعر رو هم آقا مجید - دوست عزیزم - زحمتش رو کشید که واقعاَ ازش ممنونم.
مجید کریمی هر جا باشی و باشم به یادتم.
با یکی بود یا نبود
قصه می شود شروع
قصه ای که دست سرنوشت می زند رقم
یا که دست های ما
بعد از این "من وتو" می رویم
و"ما" میان جمله هایمان
خانه می کند
"ما" که از من و تو جمع می شود
"ما" که از من تو رنگ می شود
حرف؛
از "من و تو" نیست
لحظه، لحظه های "ما"ست
و "ما"، خانه ایست
برای لحظه های ناب مان
سقف خانه روی گرده های من
ستون به سقف خانه استخوان من
روح خانه تو
لحظه های عاشقانه مال ما
روزهای پر ترانه مال ما
درون چشم های من
روی ماه تو
برق چشم های تو
ماهتاب من
سنگلاخ زندگی
بوته ی امتحان ما
خانه امید مان
همیشه سبز باد
واقعاَ دستت درد نکنه