تبليغاتX
تمام ناتمام من
موجیم و وصل ما ازخود بریدن است
ساحل بهانه ای است رفتن رسیدن است
تا شعله درسریم پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما در خود چکیدن است
ما مرغ بی پریم از فوج دیگریم
پرواز بال ما در خون تپیدن است
پر می کشیم و بال بر پرده خیال
اعجاز ذوق ما در پر کشیدن است
ما هیچ نیستیم جز سایه ای ز خویش
آیین آینه خود را ندیدن است
گفتی مرا بخوان خواندیم وخاشی
پاسخ همین تو را تنها شنیدن است
بی درد وبی غم است چیدن رسیده را
خامیم و درد ما از کال چیدن است
 

  قیصر امین پور

+ نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 2:30 توسط تنها |

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي، بالهاي استعاري
لحظه‌هاي كاغذي را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بايگاني، زندگيهاي اداري
آفتاب زرد و غمگين، پله‌هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سرشكسته، چشمهايي پينه‌بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم‌انتظاري
صندليهاي خميده، ميزهاي صف‌كشيده
خنده‌هاي لب پريده، گريه‌هاي اختياري
عصر جدولهاي خالي، پاركهاي اين حوالي
پرسه‌هاي بي‌خيالي، صندليهاي خماري
سرنوشت روزها را روي هم سنجاق كردم
شنبه‌هاي بي‌پناهي، جمعه‌هاي بي‌قراري
عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه‌ي باز حوادث:
در ستون تسليت‌ها نامي از ما يادگاري

قیصر امین پور

پ.ن:تقدیم به تمام من

+ نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 2:21 توسط تنها |