تو بی نهایت شب .. وقتی نگات می خندید
چشمای خیره ی من .. اندوهت رو نمی دید
چرا غریبه بودم با غربت نگاهت
تصویرم رو ندیدم تو چشم بی گناهت
کاشکی برای قلبت یه آسمون می ساختم
روح بزرگ تو رو چرا نمی شناختم ؟
آیینه گریه می کرد وقتی تو رو شکستم
ستاره پشت در بود وقتی در ها رو بستم
تو بودی و سکوت و غروب سرد پاییز
باغچه رو زیر و رو کرد برگای زرد پاییز
حالا من غریبه دنبال تو می گردم
با قلب آسمونیت کمک کن تا برگردم
خواننده : شادمهر عقیلی