آسمان ريخته در آبيِ رود
طرحِ اندوه غروب.
دختري بر لب آب
روي يك سنگ سپيد
زير يك ابرِ كبود
پاي ميشويد، پاهاي گل و لاياندود.
پاي ميشويد و ميانديشد:
كار
كار در شاليزار
در دل رود كبود
ميدود سوسوي تكاختر شام
و از آن پيكر تار
كه نشسته است بر آن سنگ سپيد
گيسواني شده افشان بر آب
نگهي گمشده در شاليزار
شعر از سیاوش کسرایی