تبليغاتX
تمام ناتمام من - شاليکار

آسمان‌ ريخته‌ در آبيِ رود

طرحِ اندوه‌ غروب.

دختري‌ بر لب‌ آب‌

روي‌ يك‌ سنگ‌ سپيد

زير يك‌ ابرِ كبود

پاي‌ مي‌شويد، پاهاي‌ گل‌ و لاي‌اندود.

پاي‌ مي‌شويد و مي‌انديشد:

كار

كار در شالي‌زار

در دل‌ رود كبود

مي‌دود سوسوي‌ تك‌اختر شام‌

و از آن‌ پيكر تار

كه‌ نشسته‌ است‌ بر آن‌ سنگ‌ سپيد

گيسواني‌ شده‌ افشان‌ بر آب‌

نگهي‌ گمشده‌ در شالي‌زار

شعر از سیاوش کسرایی

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 10:16 توسط تنها |