تبليغاتX
تمام ناتمام من - خواب
یک روز صبح

       با صدای زنگ در خانه

                     از خواب بر می خیزم

سراسیمه و ژولیده

به سمت در می دوم

           در را که باز می کنم

                تو را پشت در می بینم

و تازه آنوقت است که می فهمم

همه ی عذاب و هجر و انتظارم خواب بوده است

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:29 توسط تنها |