غنچه با دل گرفته گفت:
" زندگي،
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود شکستن است "
گل به خنده گفت :
" زندگي شکفتن است
با زبان سبز، راز گفتن است "
گفتگوی غنچه و گل
از درون باغچه باز هم به گوش مي رسد ...
تو چه فکر مي کنی ؟
راستي کدام يک درست گفته اند ؟
من که فکر مي کنم
گل به راز زندگي اشاره کرده است.
هر چه باشد؛ او گل است.
گل يکي دو پيرهن،
بيشتر زغنچه پاره کرده است
شعر از قیصر امین پور