اين مرد خود پرست
اين ديو، اين رها شده از بند
مست مست
استاده روبه روي من و
خيره در منست
گفتم به خويشتن
آيا توان رستنم از اين نگاه هست؟
مشتي زدم به سينه او،
ناگهان دريغ
آئينه تمام قد روبه رو شكست.
شعر از حمید مصدق