تبليغاتX
تمام ناتمام من -
موجیم و وصل ما ازخود بریدن است
ساحل بهانه ای است رفتن رسیدن است
تا شعله درسریم پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما در خود چکیدن است
ما مرغ بی پریم از فوج دیگریم
پرواز بال ما در خون تپیدن است
پر می کشیم و بال بر پرده خیال
اعجاز ذوق ما در پر کشیدن است
ما هیچ نیستیم جز سایه ای ز خویش
آیین آینه خود را ندیدن است
گفتی مرا بخوان خواندیم وخاشی
پاسخ همین تو را تنها شنیدن است
بی درد وبی غم است چیدن رسیده را
خامیم و درد ما از کال چیدن است
 

  قیصر امین پور

+ نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 2:30 توسط تنها |